شور عاشقی هنرمندان و راویان
مازندران در آستانه آخرین دیدار برخاست؛

شور عاشقی هنرمندان و راویان

مازندران در آستانه آخرین دیدار با رهبر و آقای شهید ایران، یکپارچه به پا خاسته است، از موکب‌هایی که اشک را روایت می‌کنند تا هنرمندانی که بر بوم مقاومت نقش می‌زنند و راویانی که از دلدادگی مردم می‌نویسند.

به گزارش ترنم شمال؛ این روزها جای‌جای استان، روایتگر شور عاشقی، وفاداری و ایستادگی مردمی است که با گذشت بیش از چهار ماه همچنان در سوگ خورشید بی تاب هستند.

سوگ و غم نشسته بر سینه و قلب مردم مازندران تنها با سیاهی پرچم‌ها و طنین نوحه‌ها شناخته نمی‌شود بلکه استان در آستانه آخرین دیدار با ایرانی ترین شهید ایران، حال و هوایی متفاوت دارد، گویی هر کوچه و خیابان، هر موکب و حسینیه، هر بوم نقاشی و هر صفحه دفتر، به رسانه‌ای برای روایت عشق، ایثار و همدلی تبدیل شده است.

مردم، هنرمندان، راویان، دانشجویان و نوجوانان، هر کدام به سهم خود، قطعه‌ای از این روایت بزرگ را می‌نویسند روایتی که از دل محرم می‌گذرد و به امروز ایران می‌رسد.

اشک‌هایی که روایت می‌شوند

در یکی از موکب‌های شهر ساری، پرده بزرگی تصویر آقا و رهبر شهید ایران را به نمایش گذاشته است،‌مردی روبه‌روی پرده ایستاده و بی‌اختیار اشک می‌ریزد؛ آن‌گونه که گویی دوباره خبر شهادت عزیزی را شنیده است.

مسئول پخش کلیپ، بی‌آنکه سخنی بگوید، سرش را پایین می‌اندازد تا خلوت اشک‌های او را بر هم نزند؛ انگار این صحنه را بارها دیده است.

مازندران در آستانه آخرین دیدار برخاست؛ شور عاشقی هنرمندان و راویان

طیبه مهدی‌زاده از نویسندگان مازندران در یادداشت «ملت خسته‌نشو» همین حال و هوا را به تصویر می‌کشد و می‌نویسد: درد از دست دادن عزیز، تنها در نبودنش خلاصه نمی‌شود؛ انسان هر روز گویی از راهرویی پر از خرده‌شیشه عبور می‌کند و هر قدم، زخمی تازه بر جانش می‌نشیند.

او با یادآوری جمله «ملت خسته‌نشو» می‌نویسد مردم ایران، با وجود داغ‌های پیاپی، همچنان ایستاده‌اند و امید را از دست نداده‌اند؛ مردمی که اشک را بهانه توقف نکرده‌اند، بلکه آن را سرمایه ادامه راه ساخته‌اند.

وقتی خیابان، کلاس درس می‌شود

چند خیابان آن‌سوتر، روایت دیگری در جریان است، در موکب دانشگاه فرهنگیان ساری، چند دانشجومعلم، گوشه‌ای از شهر را به کلاس درسی بی‌دیوار تبدیل کرده‌اند.

چند دانش‌آموز با دفتر و کتاب دور آنان حلقه زده‌اند؛ یکی مسئله ریاضی می‌پرسد، دیگری فیزیک و آن یکی، سؤالی که چند روز ذهنش را درگیر کرده است.

پاسخ دانشجومعلمان کوتاه اما پرمعناست: «مدرسه تعطیل می‌شود، اما یادگیری نباید تعطیل شود.»

در روزهایی که مردم هر کدام به شکلی خدمت می‌کنند، آنها نیز آموزش را نذر این روزها کرده‌اند.یکی پرچم می‌دوزد، دیگری از عزاداران پذیرایی می‌کند، آن یکی کفش واکس می‌زند و این گروه، چراغ دانایی را روشن نگه می‌دارند؛ تصویری که نشان می‌دهد فرهنگ خدمت، تنها در نذری و اطعام خلاصه نمی‌شود.

مازندران در آستانه آخرین دیدار برخاست؛ شور عاشقی هنرمندان و راویان

هنر در خدمت روایت مقاومت

روایت داغ مازندران، این روزها تنها با قلم نوشته نمی‌شود؛ رنگ و نقش نیز سهم خود را در بازگو کردن حقیقت دارند،‌جمعی از هنرمندان استان در نخستین دوره رویداد ملی «یا لثارات الامام» حضور یافتند؛ رویدادی که با حضور حدود ۱۰۰ هنرمند گرافیست، خوشنویس و نقاش از سراسر کشور برگزار شد.

حسن علیپور، مسئول مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری مازندران و مدرس گرافیک و پوستر این رویداد می‌گوید: هدف از این گردهمایی، آموزش، انتقال تجربه، هم‌افزایی هنرمندان متعهد و تولید آثار هنری با موضوع ایران، مقاومت، شهدای انقلاب اسلامی و هویت ملی بوده است.

وی با اشاره به حضور محمدمهدی منصوری، خوشنویس تنکابنی، در جمع مدرسان، ابراز امیدواری می‌کند: با حمایت مسئولان، دوره‌های بعدی این رویداد در مازندران برگزار شود.

او معتقد است: هنر زمانی ماندگار خواهد شد که از دل مردم برخیزد و دوباره به میان مردم بازگردد؛ همان اتفاقی که این روزها در فضای فرهنگی استان به چشم می‌خورد.

شب‌هایی به رنگ وفاداری

محسن بیدآبادی، راوی مجموعه «روایت مازندران»، از شبی در هیئت ثارالله ساری می‌نویسد که سیاهی مجلس، بیش از آنکه رنگ اندوه داشته باشد، رنگ وفاداری دارد.

او از مردمانی روایت می‌کند که هر کدام داغی در دل دارند، اما زیر پرچم حضرت ابوالفضل (ع)، بار دیگر معنای غیرت، مردانگی و ایثار را مرور می‌کنند.

به تعبیر او، کسی امشب تنها از تشنگی فرات نمی‌گوید؛ همه از تشنگی دل‌هایی سخن می‌گویند که هنوز در جست‌وجوی وفاداری و آزادگی هستند.


ارسال دیدگاه